تبلیغات
!ღღღnilooღღღ! - بسیار جالببببببببب
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نیلوفر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
!ღღღnilooღღღ!





حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم


گفت: دارم میمیرم

گفتم: یعنی چی؟

گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش


گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟


گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر

داشت میرفت

گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم،

رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!

خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 خرداد 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
پنجشنبه 23 تیر 1390 03:51 ب.ظ
آجی جونم عالی بود دلمو لرزوندی موهام سیخ شد این یعنی خیلی عالی بود موفق باشی گلم
نیلوفر مرسی
سه شنبه 21 تیر 1390 03:50 ب.ظ
سلام عزیزم عالیه
نیلوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
سه شنبه 21 تیر 1390 03:47 ب.ظ
عزیزم عالیه
پنجشنبه 9 تیر 1390 10:51 ب.ظ
vary nice tnQ vghan khub bod
نیلوفر مرسییییییییییییییی
چهارشنبه 8 تیر 1390 04:32 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
چهارشنبه 8 تیر 1390 04:01 ب.ظ
عالی بود عزیزم
بمنم سری بزن
جمعه 3 تیر 1390 02:14 ب.ظ
vaqean in dastanet adamo be fekr mindaze ke dg vaqti namoonde o bayad har lahze amade mordan bashe pas che behtar ke be hame khoobi kone
جمعه 27 خرداد 1390 01:13 ب.ظ
آخ که من قربونت برم نیلوجونم
دلم لرزید بااین نوشته ات
نیلوفر فدات عزیزم
سه شنبه 24 خرداد 1390 02:29 ق.ظ
slm chon nazarat ra bayad taeiid koni minevisam tavalodet mobarak shayad dos nadashte bashi kasi bedone emrooz tavalodete
omidvaram hamishe shad bashi va az tahe del bekhandi be in donyaei ke har chizi ke man didam gerye dar bod.
be ghole darvin harja ke raftam khande tanha chizi bod ke hame an ra mifahmidand
pas harkoja ke hasti bekhand
rasti ina taeiid nakoni 1vaght
be webe ma ham ke sar nemizani
tavalodet mobarak nil+00 jon
نیلوفر chon khoshkel bood taeedesh kardam mer30000000000000000000
سه شنبه 24 خرداد 1390 12:58 ق.ظ
وری نایس
نیلوفر مرسی
دوشنبه 23 خرداد 1390 11:36 ب.ظ
ماه من لمس بودنت مبارك تولدت مبارك
نیلوفر مرسییییییییییییییییییییی
دوشنبه 23 خرداد 1390 08:44 ب.ظ
لینکت کردم عزیزم
یکشنبه 22 خرداد 1390 05:42 ب.ظ
نیلووووووووووو هوی سلام
خوب بود بد نبود اما از من مینوشتی بهتر بود
دفعه بعد از من بنویس
نیلوفر چشمممممممم هههههههه
یکشنبه 22 خرداد 1390 11:24 ق.ظ
سلام
ممنون از نظر شما
دوست داری بازدید وبلاگت همینطوری یه هویی بالا بره؟؟؟؟

لینک مارا با عنوان*امپراتوری ایران*قرار بده
بعد خبر بده تا با چه اسمی لینکت کنم
به امید همکاری مسرانه
نیلوفر salam are mer30
یکشنبه 22 خرداد 1390 03:35 ق.ظ
slm niloo khobi
afarin matlabet kheili ghashang bod hal kardam
age hameye adama be in mozo fekr mikardan alan zamin dg behesht bod harchand ke in adamaeii ke man mibinam hich vaght dorost besho nistana zolm to vojodeshone
movafagh bashi
نیلوفر mer3000000000000
یکشنبه 22 خرداد 1390 12:17 ق.ظ
www.khob-bod.com
جمعه 20 خرداد 1390 04:43 ب.ظ
جالب بود. تعلیق بسیار خوبی داشتید. جملات پشت سرهم و محکم بودند. می کشید. امید که تداوم داشته باشد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.