تبلیغات
!ღღღnilooღღღ!
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نیلوفر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
!ღღღnilooღღღ!




خوب سلام دوستان گل خودم یه مدت نبودم دیدم دلتون برام تنگ شده ( شوخی بود)
همیشه از خنده و شعر گفتم این سری میخوام چند نکته پزشکی که واقعا جالبه بهتون بگم
نخونید واقعا ضرر کردید

خارش گلو


وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
به سلامتی اونی که سیگار نمیکشه چون یه عمره داره از زندگی میکشه !
به سلامتیه مورچه ها که هرچی پیدا کنن رفیقاشونو خبر میکنن !
سلامتیه کسایی که هیچکس دوسشون نداره و اونها هم دیگه توقع دوست داشتن رو از کسی ندارن
سلامتیه اونی که فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیم اما وقتی شب خوابشو میبینیم کل روز رو پَکریم !
به سلامتی دلی که اسمش دله ؛ نصفش آهه و نصفش گله …
به سلامتی اونایی که خیلی تنهان ؛ نه که نمیتونن با کسی باشن ، فقط دلشون نمیخواد با هرکسی باشن …
به سلامتی قلبی که “شکست” اما لبه هاش “تیز” نشد !
به سلامتی مترسک که گفت : “وقتی نمیشود رفت ، همین یک پا هم اضافیست !”
سلامتی نسلی که می دانست پلنگ صورتی صورتی ست اما خاکستری تماشایش می کرد !
به سلامتی خودمون که مخاطب خاصِ هیچکس نیستیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 17 آذر 1391 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()

: عجیب ترین عکس خطــای دید / فوق العاده جالب :.

۱- لحظاتی به علامت + که در وسط دایره قرار دارد خیره شوید . نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.
۲- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهد شد.

نتیجه : عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند.
این دلیل محکمی است که بدانیم ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینی

 

http://axgig.com/images/58194200945028081295.gif

 بر روی لینک کلیک کننننننننننننننننن

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 شهریور 1391 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
49448941207259861621.jpg




* توی جمعی كه یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش كنید.

* توی جمع دانشجویی هنگام عكس گرفتن پسرا رو از كادرخارج كنید.

* توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمك بریزید.

* اگه یه پسر با موهای ژل زده از كنار خونه شما عبور كرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید.

* قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میكروفون رو قطع كنید.

* در جلوی پسری كه سرش خلوته از كاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف كنید.

* شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز كنید ، سپس بگین كه میل ندارین.

* اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه كنید و بگین عجله كن قرارات دیر شده !

* به یه پسری كه موهاش رو مدل جدید درست كرده اشاره كنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل كردن ؟

* به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یكیه !

* اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین.

* تو دانشگاه ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر كنید.

* اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین.

* اگه سر كلاس یه پسری اصرار داشتكه امتحان كنسل بشه شما مصر باشین كه امتحان برگزار بشه.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()

خدا هر سال نشان لیاقتی به تو می دهد
نشان لیاقت خدا تنها چند خط ساده است.خط های ساده ای که بر پیشانی ات اضافه می شود.


و روزی می رسد که پیشانی ات پر از دستخط خدا می شود.
آیینه ها می گویند آن کس زیباتر است که خطی بر چهره ندارد. آیینه ها اما دروغ می گویند.




دستخط خدا بر هر صفحه ای که بنشیند، زیبایش می کند.
جوانی بهایی است که در ازای دستخط خدا می دهیم.دستخط خدا اما بیش از اینها می ارزد، کیست که جوانی اش را به دستخط خدا نفروشد




ما در زندگی آسایش را با کسانی داریم که با ما موافق هستند
اما زمانی رشد میکنیم که با کسانی باشید که با ما اختلاف نظر دارند . . .



سکــوت و صبــوری آدم ها را به حساب ضــــعف و بی کســــی شان نگذارید
شاید هنوز به چیــــــــزهایی پای بندند،چیزهایی که شمــــا یادتان نمی آید



این پسرایی که به هر کسی نمیگن عزیزم و قربون صدقه نمیرن...
فقط به عشقشون میگن دوستت دارم یا اینایی که صداشون مردونست
نگاشون جدیه...




اینایی که وقتی ازشون جدا میشی تا یه ساعت دستات بو عطرشونو میده...
یا اینایی که وقتی پیشت نیستن خیالت راحته فقط مال تو ان...
اینایی که وقتی میبینن ناراحتی دلگرمت می کنن و میگن تا اخرش خودم باهاتم...
خیلی مردن بخدا؛خدا براتون نگه داره





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
سلام دوستان گل خودم
میخوام عكس العمل ما ایرانیا در ماه رمضان رو نشونتون بدم خیلی جالبه كه ما فقط اینجوری فكر میكنیم البته خیلیا هستن كه اینجوری نیستنا حالا من بعضیا رو میگم

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 تیر 1391 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی…

صبحانه:
وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه …
آره، تازه پاره هم میشه …
وای وای خاک میره تو دهنمون …
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو …
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود…
هوووو…. بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری…
بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
کثافت حمال…
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اسفند 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
طنز خنده دار : خانواده مفید!!!

اگه پسرا نبودن کی مامانا رو دق می داد؟

اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟

اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟

اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟

اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟

اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چی می خندیدن؟

اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟

اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟

اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟

اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟

اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه)

اگه پسرا نبودن دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟

اگه پسرا نبودن دخترا کیو تیغ می زدن؟

اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟

اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟

 

اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟

اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟

اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه)

اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟

اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟

اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟

اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟

اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟

اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟

اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟

 

اگه باباها نبودن کی به دخترا می گفت : روسریتو بکش جلو؟

اگه باباها نبودن کی به پسرا پول تو جیبی میداد ؟

اگه باباها نبودن کی قربون صدقه ی دخترا می رفت ؟

اگه باباها نبودن کی از دستپخت مامان ایراد می گرفت ؟

اگه باباها نبودن دخترا کیو وقتی از سرکار میومد بوس می کردن ؟

اگه باباها نبودن کی بچه بی تربیتا رو تنبیه می کرد ؟

اگه باباها نبودن کی بجاش ( این بی ادبی بود فاکتور گرفتمش حالا بعد بچه ها نیایند بگند اله بله جیمبله )

اگه باباها نبودن کی هوو می اورد سر مامانا ؟

اگه باباها نبودن به کی می گفتن زن ذلیل ؟

اگه باباها نبودن بچه ها چطوری الاغ سواری می کردن ؟


اگه باباها نبودن کدوم بچه ای مجبورمی شد شب خودشو بزنه به خواب ؟

اگه باباها نبودن به کی می گفتن پدرسوخته ؟

 


اگه مامانا نبودن باباها چیکار می کردن ؟ ( دق )

اگه مامانا نبودن تلفن به چه درد می خورد ؟

اگه مامانا نبودن کی به بچه ها یه توپ دارم قلقلیه یاد می داد ؟

اگه مامانا نبودن کی از بچه ها جلو بابا شون دفاع می کرد ؟

اگه مامانا نبودن روزمادر کی بود ؟

اگه مامانا نبودن کی غصه می خورد ؟

اگه مامانا نبودن بچه ننه به کی می گفتن ؟

اگه مامانا نبودن شماهارو کی به دنیا می اورد ؟

اگه مامانا نبودن کی کجا چی کار می کرد ؟

 

اگه اینترنت نبود کی شصتا اسم داشت ؟

اگه اینترنت نبود کافی نت چی بید ؟

اگه اینترنت نبود علافا چی کار می کردن ؟

اگه اینترنت نبود هکرا با چی ور می رفتن ؟

اگه اینترنت نبود کی ازراه به درمی شد ؟

اگه اینترنت نبود چطوری یه پیرزن 20 سالش می شد ؟

اگه اینترنت نبود کی می تونست دوجنس داشته باشه ؟

اگه اینترنت نبود چی چشم وگوش بچه ها رو باز می کرد ؟

اگه اینترنت نبود چطوری بدونه این که صدات بیاد با بقیه حرف می زدی ؟

اگه اینترنت نبود من این چرت و پرتارو کجا می نوشتم ؟

اگه اینترنت نبود چی بود ؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 27 اسفند 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()


24325440780392263535.jpg


صبح ساعت ۵

قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.

 

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است



صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.




صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است




ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند.




ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.




ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای Farsi1 می‌باشد.


 

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است. 




عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.




عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود. 




عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد. 




شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.


 

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.


 

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند. 




شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.


 

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: …
جدید: در حال مشاهده TV هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 9 اسفند 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
سلام خدمت دوستان عزیزم

در این قسمت من میخوام چندتا از نی نی های خوشمل نشونتون بدم امیدوارم در آینده آدمای مفیدی بشن




 37778447446593191700.jpg


آخی عزیزم این میخواد تو نت مثل ما كار خوبی گیرش بیاد مثلا بره چت تا صبح سرگرم بشه




ادامه داردددددددددددددددد







بقیه عكسها در ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 بهمن 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
شرط عشق
 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.

همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.

مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 دی 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟


. . .

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟



. . .

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!



. . . تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !



.

. . تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟

. . .

تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!



. . .

تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!! . . .



تا حالا دقت کردی… مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم …



. . .

لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…:

. . . تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !



. . .

تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟



. . . تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو … !!!!



. . . تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..! . . . تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!



. . . دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!! . . .



تا حالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد . . .



دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 دی 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ
بدون تو سنگم ، کنار تو ابرم!
 
بذار تا گریه کنم ، سر اومده صبرم!


اگه یه روز مُردم ، بیا و گریه کن و !


 یه شاخه نیلوفر بذار روی قبرم !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 آذر 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()

مردم شهری که همه در آن می لنگند

به کسی که راست راه می رود می خندند . . .

.

.

.

در جهان قصه کوتاهی دیوار مخور / حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور

گردش چرخ نگردد به مراد دل کس / غم بی مهری آن مردم بی عار مخور . . .

.

.

.

آدم یک “بودن” است

و انسان یک “شدن”  . . .

(دکتر شریعتی)

.

.

.

همیشه

خودت را نقد من

تا دیگران تورا به نسیه نفروشند . . .

.

.

.

در عجبم

از سیب خوردنِ مان

که

از آن فقط ” چوبش ” باقی می ماند.

مگر این همه چــــــوب که خوردیم

از یک سیــــب…..شروع نشد !؟

.

.

.

خیلی از آدمها بالای خط فقر هستند

اما زیر خط فهم . . .

.

.

.

شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند

تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم . . .

.

.

.

سعى کنید استاد تغییر باشید ، نه قربانى تقدیر . . .

.

.

.

بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل کمک میکنند

هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن . . .

.

.

.

تجربیات یک انسان شکست خورده با ارزش تر از

موفقیت های یک انسان بی تجربست . . .

.

.

.

“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”

.

.

.

من غلام در پر دولت آن درویشم که سرش بهر طمع پیش شهی خم نکند

.

.

.

میدونستی ؛

رفاقت معرفت نمیاره … این معرفتِ که رفاقت میاره … !

.

.

.

بخاطر مردم تغییر نکن : این جماعت هر روز تورا جور دیگری می خواهند . . .

.

.

.

روزگاریســت که ؛ آدمــها فقط سقف مشــترک دارن ، نه زندگی مشــترک …

.

.

.

دشمنی که دیده می شود زیاد ترس ندارد

مراقب آن دشمنی باشید که نمی بینید  . . .

.

.

.

نامت را انسانى باهوش بگذار؛

اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى  . . .

.

.

.

همیشه رو به نور بایست اگر میخواهی تصویر زندگی ات سیاه نیافتد  . . .

.

.

.

وقتی ثروتمندان جنگ به پا می کنند ، این فقرا هستند که می میرند . . .

(ژان پل سارتر)

.

.

.

تو زندگیت ؛ به کسی اعتــــماد کن ،

که بهش ایمــــان داری  نه احســاس . . .

.

.

.

اعتماد مثل کاغذه اگه مچاله شد

هر چقدر هم صافش کنى معجزست به حالت اولش برگرده اونم با کلی سختی

.

.

.

تنها دلیل باحال بودن گذشتمون، مزخرف بودن الآنه و بس!

.

.

.

عده ای قانون را پیاده میکنند که خود سوار شوند…!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 آذر 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()
سایت آپلود عکس و آپلود سنتر فایل ایران بلاگ

چگونه زن خود راروانی كنیم؟!!

_وقتی بعد از یك روز شلوغ براتون غذا درست كرد و با تمام خستگی كنارتون نشست بهش بگید:ممنون عزیزم ، خوب شده ، ولی كاش قبل از درست كردنش به مامانم زنگ میزدی و طرز تهیه این غذا رو ازش میپرسیدی ...

 

_وقتی در جمع فامیل خودتون هستید شكم بزرگ پدرزنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهید.

 

3_از صبح كتونی پا كنید و تا شب هم از پاتون در نیارید تا جورابتون بوی گربه مرده بگیرد و بعد با همان جورابها برید توی رختخواب.

 

4-به صورتش نگاه كنید و باحالتی متاثر بگید:عزیزم چقدر پیر شدی..

 

5-وقتی تخمه میخورید پوستهای تخمه را هر جای بریزید غیر از بشقاب جلوی دستتون.

 

6-همیشه آب را با بطری سر بكشید.

 

7-وقتی زنتون حواسش كاملا به شماست وانمود كنید زنتون رو ندیدید و یواشكی به بچه هایتون بگید:دوست دارید براتون یك مامان خوشگل بیارم!!.

 

8_وقتی با تلفن صحبت میكنید به محض ورود همسرتون با دستپاچگی بگید :باشه ، من بعدا بهت زنگ میزنم ..و سریع گوشی رو قطع كنید..

 

_همیشه از گیرایی چشمهای دختر خاله ترشیده اتون تعریف كنید..

 

10_خاطرات شیرین دوران مجردی خودتون رو با دوست دخترهای داشته و نداشته خودتون براش تعریف كنید..

 

11-وقتی با اون تو رستوران هستید با صدای بلند باد گلو بزنید..

 

12-او را با اسمهای مختلف مثل :سمیرا ،مریم ، پریسا، آتنا، شیوا... صدا كنید و بعد بگید ببخشید عزیزم این روزها حواسم زیاد جمع نیست ..

 

13_سعی كنید یك چادر مسافرتی خوب یا ماشین راحت بخرید كه شبهای كه قرار است بیرون از خونه بخوابید ، زیاد سختی نكشید.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 آبان 1390 :: نویسنده : نیلوفر
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3